| دسته اخبار | |  |
اخبار | |  |
جستجو | |  |
لینک باکس | |  |
پر بيينده ترين اخبار | |  |
آرشيو اخبار | |  |
| | | اخبار :: در عصر قاجاريه در ساختار و نهادهاي جامعه ايران تحولات جديدي شکل گرفت.
| |
عصر مشروطه و جنبش زنان در ايران |
|

مريم پروين
 در عصر قاجاريه در ساختار و نهادهاي جامعه ايران تحولات جديدي شکل گرفت. شکل گيري تحولات فکري در ميان گروهي از زنان جامعه ايراني و برخي دگرگوني ها در موقعيت و نقش سنتي آنان در جامعه، يکي از مهم ترين رويدادهاي تاريخ و فرهنگ و جامعه ايران است. تحولات فکري و دگرگوني هاي به وجود آمده در موقعيت و نقش زنان ايراني عصر قاجار از علل و عوامل متعدد و متفاوتي ريشه مي گرفت. هرگونه يکسونگري و افراط در محدود کردن ماهيت تحولات فکري و دگرگوني هاي به وجود آمده در ميان گروه هايي از زنان جامعه ايراني عصر قاجار به عوامل و انگيزش هاي صرفاً مذهبي يا صرفاً ملي يا صرفاً غربي و تقليل دادن ها يا مبالغه درباره نقش هر يک از آن عوامل و انگيزش ها، توصيف و تحليل گمراه کننده يي است که پيوند چندان نزديکي با واقعيت نخواهد داشت.
به دور از هر گونه افراط و تفريط و ساده انديشي هاي ناشي از آن، به نظر مي رسد در ميان گروه هاي مختلفي از زنان جامعه ايراني عصر قاجار، و با درجاتي متفاوت، مجموعه يي از علل و عوامل برخاسته از افکار و جريان هاي مذهبي، ملي و غربي، سرشت تحولات فکري و دگرگوني هاي موقعيت و نقش زنان در جامعه ايراني عصر قاجار و مشروطه و ادوار بعدي تاريخ معاصر ايران را شکل داده است. آشنايي و رويارويي هاي جامعه ايراني عصر قاجار با دنياي غرب و انديشه تجدد و بيداري و ظهور افکار و جنبش هاي دروني جامعه که از انگيزش هاي ديني و ملي برخوردار بود، به ايجاد برخي تحولات در نظام و ساختار و مناسبات سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه ايراني انجاميد. يکي از مهم ترين تحولات تاريخ جديد ايران، طرح تدريجي مساله زنان و توجه به حقوق سياسي و اجتماعي آنان در جامعه بود.
از نيمه دوم قرن نوزدهم ميلادي در نتيجه شکل گرفتن برخي تغييرات اجتماعي به تاثير از نشر اطلاعات و گسترش ارتباطات، در باورها و نگرش گروه هايي از جامعه ايراني نسبت به برخي موضوعات در حوزه اجتماع، سياست و فرهنگ، تغيير نسبي به وجود آمد. عواملي مانند چاپ و انتشار روزنامه ها، ترجمه و تاليف کتب، گسترش مدارس به سبک جديد، افزايش نسبي قشر تحصيلکرده و روشنفکران و نيز تاثير محيط بين المللي بر عرصه محيط داخلي سبب شد بسياري از ايرانيان نسبت به وضع موجود ناراضي شده و با نگاهي منتقدانه به ارزيابي وضعيت اجتماعي و اعتراض به وضع موجود و طرح پاره يي مطالبات و حقوق جديد بپردازند.
يکي از زنان ايراني عصر قاجار در توصيف موقعيت و محدوديت هاي زنان ايراني چنين نوشته است؛ «ما را از پنج سالگي به مکتب مي گذاشتند، آن هم نه همه دختران را، بلکه ندرتاً. 9ساله که مي شديم از مکتب بيرون مان مي آوردند. اگر کتاب مي توانستيم بخوانيم يا خط مي توانستيم بنويسيم، پدران عزيزمان با کمال تغير کتاب و قلم را از دستمان گرفته پاره کرده و شکسته و به دور مي انداختند که چه معني دارد دختر خط داشته باشد.»1
حضور و نقش گروه هايي از زنان در سطوح مختلف اجتماعي، به ويژه درباري و طبقات متوسط و تا حدودي نيز گروهي از زنان طبقات و اقشار فرودست کشاورز و کارگر عصر قاجاريه را مي توان در رويدادهاي مختلفي که انعکاسي از شکل گيري ماهيت و مباني فکري جنبش زنان در چارچوب و برآيند علل و عوامل مختلف برخاسته از انگيزش ها و آرمان هاي مذهبي و ملي و انديشه هاي جديد غربي بود، بازجست. مشارکت زنان به ويژه زنان حرمسراي ناصرالدين شاه در نهضت تنباکو و نقش زنان در رويدادهايي چون مهاجرت صغري علما و روحانيون مشروطه طلب به آستانه حضرت عبدالعظيم و مهاجرت کبراي علما به قم و بست نشيني مردم در سفارت انگلستان در زمان مظفرالدين شاه قاجار، حمايت زنان از تاسيس بانک ملي و مخالفت آنان با استقراض خارجي، حمايت مالي و پشتيباني گروهي از زنان در دوره استبداد صغير محمدعلي شاه قاجار از قيام ستارخان و باقرخان در آذربايجان و حتي مشارکت مسلحانه بعضي از آنان در آن قيام و نيز ايجاد تشکل ها و انجمن هاي زنان، مدارس دخترانه و انتشار روزنامه هاي زنان، بازتابي است از بيداري تدريجي و نقش زنان پيشگام در فعاليت هاي سياسي و اجتماعي در تاريخ معاصر ايران.
به نوشته احمد کسروي با صدور فرمان مشروطه براي حمايت از تاسيس بانک ملي و جلوگيري دولت از اقدام به اخذ وام از روسيه و انگلستان، زنان به ياري مجلس شتافتند تا کشور در دام وابستگي به قدرت هاي خارجي نيفتد. «زنان گفت وگو از فروش گوشواره و گردنبند به ميان مي آوردند. روزي پاي منبر سيدجمال واعظ در مسجد ميرزا موسي، زني به پاخاسته چنين گفت؛ دولت ايران چرا از خارجه قرض مي کند؟ مگر ما مردهايم؟ من يک زن رختشوي هستم. به سهم خود يک تومان مي دهم. ديگر زن ها نيز حاضرند.»2 و به نوشته مورگان شوستر؛ «زنان همه روزه پول هاي خود را براي اعانه مملکت خود مي دادند و خدام وطن را تشويق کرده و در هر لحظه به چشم حسرت، مادرانه به آنها مي نگريستند. در آن موقع و آن ساعت وحشتناک حزن افزا که دل هاي مردان ضعيف شده و خوف حبس و زجر و دار و گلوله ريز شدن، بر شجاع ترين اهل مملکت راه يافته و باعث خفقان قلبشان شده بود، زن ها کوتاهي نکرده و از ديگران عقب نماندند.»3
در زمان محاصره 11 ماهه تبريز در دوره استبداد صغير محمدعلي شاه نيز، زنان اين شهر اغلب کارهاي پشت جبهه را بر عهده مي گرفتند. با فروختن جهيزيه و زيورآلات خود به مجاهدين کمک مالي مي رساندند و حتي برخي از آنها با لباس مردانه مي جنگيدند و کشته مي شدند. در تحريم کالاهاي وارداتي و ترويج منسوجات وطني نيز زنان نقش قابل ملاحظه يي داشتند. در دوره اول و دوم مجلس شوراي ملي، انجمن ها و تشکل هاي زنانه در حال شکل گيري بود. در سال 1286 شمسي انجمن آزادي زنان به وجود آمد که در آن درباره مسائل و مشکلات زنان ايران بحث و گفت وگو مي شد. پس از انحلال انجمن آزادي زنان، انجمن مخدرات وطن در سال 1289 شمسي تشکيل شد. تحرکات سياسي و ناسيوناليستي اين انجمن بيشتر از انجمن آزادي زنان بود. زناني مانند باجي خانم، خانم نواب سميعي، صديقه دولت آبادي، منيره خانم، گلين خانم موافق، شمس الملوک جواهرکلام، فخرالملوک، خانم دکتر ايوب و نيز افتخارالسلطنه و تاج السلطنه دختران ناصرالدين شاه از جمله پيشگامان زنان تجدد خواه و از موسسين اولين انجمن هاي زنان در ايران بودند. زنان انقلابي و آزاديخواه در عصر مشروطه «با سوز و گداز از استقلال ميهن و لزوم تقويت مشروطيت ايران و همکاري با مشروطه خواهان سخن مي گفتند. از آنجا که بدبختي هاي ملت را نتيجه نفوذ خارجي ها مي دانستند با وارد کردن امتعه خارجي، قرض گرفتن از بيگانگان و هر گونه عملي که باعث دخالت آنها در امور داخلي بشود مخالف بودند.»4
در اولتيماتوم روسيه براي اخراج مورگان شوستر، گروهي از زنان از شهرهاي اصفهان، قزوين و تبريز به سمت تهران حرکت کرده و با تظاهرات و صدور بيانيه عموم زنان ايراني را به مقاومت در برابر اولتيماتوم فرا خواندند و حتي «300 نفر از زنان از خانه و حرمسرا خارج شدند، در صف هاي منظم، با اراده تزلزل ناپذير در حالي که چادرهاي سياه بر سر و نقاب هاي مشبک سفيد بر روي داشتند، به طرف مجلس رهسپار شدند. بسياري از آنها در زير لباس يا آستين طپانچه يا کارد و قمه پنهان کرده بودند و چند نفر با بيانات آتشين سخنراني کردند و گفتند اگر وکلاي مجلس در انجام فرايض خود و محافظت از شرف ملت ايران ترديد کنند، ما مردان و فرزندان خود را کشته و اجسادشان را همين جا خواهيم افکند.»5
.jpg) اولين مدرسه نسوان همزمان با برقراري مشروطه با نام دوشيزگان و به مديريت بي بي خانم شروع به فعاليت کرد. نخستين تلاش براي ايجاد مدارس دخترانه با واکنش شديد سنت گرايان افراطي مواجه شد. مدرسه ملي دوشيزگان با برخوردهاي مختلف سنت گرايان افراطي به تعطيلي کشانده شد. مدرسه دخترانه پرورش نيز که توسط طوبي رشديه در سال 1282 شمسي تاسيس شد، در چهارمين روز فعاليت خود تعطيل شد.
اولين نشريه زنان نيز با نام دانش به مديريت خانم دکتر کحال و به صورت هفتگي منتشر شد. هدف اين نشريه که از دهم رمضان 1328 قمري منتشر شد، بيشتر تربيت زنان و امور اخلاقي و بچه داري و خانه داري بود. بيشتر روزنامه هاي بعدي نيز هدف شان به طور عمده فرهنگي و آگاه سازي زنان بود. روزنامه شکوفه که به مديريت خانم مزين السلطنه در سال 1329 قمري منتشر شد و نيز روزنامه زبان زنان به مديريت خانم صديقه دولت آبادي در اصفهان و روزنامه بانوان به مديريت طوبي رشديه دختر ميرزا حسن رشديه، از اولين نشريات زنان ايراني بود که در بيداري نسبي زنان و دفاع از حقوق آنان نقش داشت.6
در روند شکل گيري و تکاپوهاي پيشگامان جنبش زنان در ايران، مقاومت و مخالفت فرهنگ مردسالارانه فراگير نبودن اين جنبش و محدود بودن آن به شهرهاي بزرگ و نيز فقدان تصور چندان مشخص و مدون زنان فعال سياسي و اجتماعي از مطالبات مستقل خود از جمله مهم ترين تنگناها و موانع بيروني و دروني جنبش زنان بود. طرح برخي مطالبات محدود در راستاي حقوق و آزادي هاي زنان در ايران عصر قاجاريه هنوز با يک جنبش مستقل، سازمان يافته و فراگير داراي انگيزه هاي زنانه در جهت احقاق حقوق زنان به معناي خاص کلمه فاصله داشت. اما به رغم همه محدوديت ها و تنگناهاي جنبش زنان ايراني عصر قاجار، اين جنبش با تداوم و گسترش تدريجي کمي و کيفي فعاليت ها و اقدامات اعضاي آن، به ويژه از اواخر عصر قاجار و در سال هاي انقلاب مشروطيت، به تدريج رنگ و بوي زنانه تر به خود گرفت و از استقلال نسبي در زمينه بسيج سياسي، اجتماعي و فرهنگي زنان برخوردار شد.
جنبش زنان ايراني عصر قاجار که زاييده احساس تازه ملي و اشتياق شديد به حقوق فردي و اجتماعي و بازتابي از تحول تدريجي آگاهي هاي رو به فزاينده فردي و اجتماعي زنان ايراني بود، با تلفيقي از عوامل و مباني موثر مذهبي، ملي و انديشه هاي جديد غربي، به تداوم و گسترش و تعميق نسبي و معنادارتر شدن جنبش زنان ايران7 براي طرح و پيگيري هاي پاره يي از حقوق و مطالبات جديد زنان ايراني در حوزه هاي مختلف سياست، فرهنگ و اجتماع انجاميد. در واقع جنبش زنان ايراني عصر قاجاريه هر چند تحت فشار ذهنيت تاريک انديش و فرهنگ مردسالارانه جامعه ايراني و محدوديت هاي ناشي از آن قرار داشت، اما علاوه بر اراده خود براي مشارکت هر چه فعال تر در تعيين سرنوشت سياسي و اجتماعي جامعه ايراني، نشان داد به انديشه ضرورت تحول در موقعيت و نقش زنان در جامعه وفادار، و براي گام نهادن به تجربه يي جديد در راه خودآگاهي و طرح و پيگيري مطالبات جديد براي دفاع از حقوق و آزادي هاي فردي و اجتماعي زن ايراني مصمم است.
پي نوشت ها؛-----------------------
1- روزنامه تمدن، سال اول، شماره 12 ، 7 ربيع الاول 1325 قمري، «مکتوبات يکي از مخدرات»
2- احمد کسروي، تاريخ مشروطه ايران، تهران، انتشارات اميرکبير، 1370، صص 180 ، 181 و 182
3- مورگان شوستر، اختناق در ايران، ترجمه ابوالحسن موسوي شوشتري، تهران، انتشارات صفي عليشاه، 1351، ص 242
4- بدرالملوک بامداد، زن ايراني از انقلاب مشروطيت تا انقلاب سفيد، جلد2، تهران، انتشارات ابن سينا، 1348، صص 15-7
5- مورگان شوستر، همان، ص 241
6- محمدمحيط طباطبايي، تاريخ تحليلي مطبوعات ايران، تهران، انتشارات بعثت، 1369، صص 174-172
7- ر. ک. اليزسانا ساريان، جنبش حقوق زنان در ايران، ترجمه نوشين احمدي، تهران، نشر اختران، 1384 و نيز؛ نسرين مصفا، مشارکت سياسي زنان در ايران، تهران، انتشارات وزارت امور خارجه، 1375 | |
| |
|
| |
| | |