| دسته اخبار | |  |
اخبار | |  |
جستجو | |  |
لینک باکس | |  |
پر بيينده ترين اخبار | |  |
آرشيو اخبار | |  |
| | | اخبار :: سهيلا و چهار مرد سحرگاه ديروز در زندان اوين به دار آويخته شدند
| |
| سهيلا و چهار مرد سحرگاه ديروز در زندان اوين به دار آويخته شدند |
|
|
حکم سه محکوم به مرگ اجرا نشد |
|



گروه حوادث؛ پنج زن و مردي که به جرم قتل به مرگ محکوم شده بودند سحرگاه ديروز در زندان اوين به دار آويخته شدند و فقط يکي از محکومان اين فرصت را يافت که به سلول خود بازگردد. محکوم نجات يافته صفر انگوتي نام دارد. او همان پسري است که قبل از رسيدن به 18سالگي در يک نزاع مرتکب قتل و با حکم قضات و اولياي مقتول مستحق قصاص شناخته شد. بازگشت اين پسر به زندان براي او نويدبخش زندگي دوباره نخواهد بود چرا که هنوز شاکيان گذشت و عفو را به صورت رسمي اعلام نکرده اند و سحرگاه ديروز وقتي پاي چوبه دار حاضر شدند و صفر را با چشماني گريان و صدايي لرزان در حال التماس ديدند، گفتند به محکوم يک ماه فرصت مي دهند و پس از آن تصميم قطعي را خواهند گرفت. نخستين محکومي که ديروز پاي چوبه دار رفت، سهيلا بود. او 14 شهريورماه سال 85 فرزند پنج روزه خود را در مرکز بهزيستي به قتل رساند و جسد را تکه تکه کرد. اين زن 27ساله زندگي پررنجي را تحمل کرده بود. او 14 سال بيشتر نداشت که همراه پسر مورد علاقه اش از خانه فرار کرد. هوسراني پدر و وعده ازدواج از سوي آن پسر از عواملي بود که به گفته سهيلا او را به فرار تحريک کرد اما حرف هاي عاشقانه خيلي زود فراموش شد و پسر جوان سهيلا را در خيابان هاي تهران رها کرد. خيابان خوابي و سوءاستفاده جنسي از اين زن سرنوشت محتوم او بود و در نهايت سهيلا در حالي که باردار بود به مرکز بهزيستي منتقل شد. او به خاطر شرايطي که داشت نمي خواست مادر شود و معتقد بود فرزندش نيز زندگي فلاکت باري خواهد داشت به همين خاطر بارها از مددکاران خواست نوزادش را از او جدا کنند ولي به اين خواسته اعتنايي نشد تا اينکه سهيلا پسر پنج روزه را کشت. از آنجا که هويت پدر اين کودک معلوم نبود دادستان تهران براي وي درخواست قصاص کرد. چندي بعد مردي با مراجعه به دادسراي جنايي خود را پدر مقتول معرفي و از سهيلا اعلام گذشت کرد ولي حرف هاي او پذيرفته نشد و بالاخره سحرگاه ديروز سهيلا بالاي چوبه دار رفت.
پس از اين زن، جواني که پدرخوانده اش را کشته بود به دار آويخته شد. اين قتل شامگاه 16 ارديبهشت 86 در حوالي منطقه گلبرگ به وقوع پيوست و در جريان آن مرد 40ساله يي به نام «حسن» در خانه اش با ضربه هاي چاقو کشته و در جريان تحقيقات پليس فاش شد «حسن» به دنبال دعواي خانوادگي با پسرخوانده 25ساله اش «محمدحسن» از پا درآمده است. متهم 15 روز بعد در يک تراشکاري در «قشم» دستگير شد. وي با اعتراف به قتل گفت؛ «حسن و مادرم با هم اختلاف داشتند تا اينکه روز حادثه درگيري آنان بالا گرفت. مادرم به من تلفن زد و خواست به خانه برگردم. من که خونم به جوش آمده بود با حسن دعوا کردم و با چاقو ضربه يي به او زدم.» محمدحسن توسط قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به قصاص محکوم شد و شعبه 37 ديوان عالي کشور نيز اين راي را تاييد کرد و سرانجام با تاکيد اولياي دم مقتول بر اجراي حکم قصاص وي به دار آويخته شد.
علاوه بر اين دو محکوم، ديروز حکم قصاص مردي که هنگام دزديدن يک دستگاه پرايد، راننده را قرباني کرد نيز در زندان «اوين» اجرا شد.
بازپرس محمدحسين شاملو عصر پنجم ارديبهشت سال گذشته رسيدگي به قتل مرد 44ساله يي به نام «غلامرضا» را که جسدش در ميدان پاستور پيدا شده بود، آغاز کرد.
هنگامي که او و کارآگاهان ويژه قتل به محل حادثه رفتند با مردي به نام «مهران» روبه رو شدند که پشت فرمان پرايد «غلامرضا» نشسته بود. وي پس از دستگيري گفت؛ «در خيابان قدم مي زدم که اين پرايد، چشمم را گرفت. ناگهان وسوسه شدم و تا ديدم سوئيچ روي آن است سوار شدم. مي خواستم ماشين را روشن کنم که صاحب آن سر رسيد و دستپاچه شدم. پس از دزديدن پرايد در حال فرار بودم که صاحب آن جلوي يک موتورسوار را گرفت و تعقيبم کرد. بعد سر خود را از پنجره داخل ماشين کرد و تا «در» را باز کردم به بيرون پرت شد. در نتيجه روي زمين افتاد و به ماشين هاي کنار خيابان خورد.» به رغم اينکه متهم اصرار داشت قصدي براي قتل نداشت و مرگ صاحب پرايد اتفاقي بود، قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران و شعبه 27 ديوان عالي کشور موافقت خود را با درخواست اولياي دم مقتول مبني بر اجراي حکم قصاص اعلام کردند و حکم اجرا شد.
چهارمين اعدامي بامداد ديروز مردي بود که پسر همسايه اش را در کرج قرباني خشم خود کرد. در جلسه رسيدگي به اين پرونده که باز هم در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به رياست قاضي «نورالله عزيزمحمدي» تشکيل شد، «محمدرضا حيدري» به عنوان نماينده دادستان تهران گفت؛ «علي» 32ساله ظهر 22 تير 1386 همسايه اش به نام «حامد» را به بهانه يي به خانه خود کشاند و از پا درآورد. وي قسمت هايي از جنازه مثله شده را در بيابان رها کرد و کليد معما چند ماه پس از جنايت با بررسي پرينت مکالمات تلفني همسر متهم به نام «طاهره» کشف شد. تحقيق پليس نشان مي داد «حامد» و «طاهره» با هم رابطه داشتند و همين مساله منجر به درگيري شده است. نماينده دادستان اضافه کرد؛ «علي» در مرحله هاي مختلف بازجويي به قتل اعتراف کرده است و برايش اشد مجازات را مي خواهم. همچنين «طاهره» به خاطر رابطه پنهاني بايد مجازات شود.
متهم نيز در دادگاه توضيح داد؛ سه سال پيش فهميدم زنم با پسر همسايه رابطه پنهاني دارد و با پيگيري موضوع پيامک هاي عاشقانه شان را ديدم و غيرتي شدم. «حامد» را به بهانه بررسي کامپيوتر به خانه ام کشاندم. من از قبل اسلحه تهيه کرده بودم تا او را بکشم اما ناگهان تصميمم عوض شد و با چاقو به جانش افتادم و جنازه را تکه تکه کردم.
در پايان هيات قضات وارد شور شد و علي را به مرگ محکوم کرد اما «طاهره» از اتهام رابطه نامشروع تبرئه شد. اين حکم در شعبه 11 ديوان عالي کشور به تاييد رسيد. پنجمين اعدامي ديروز قاتل دو پسر بود. رئيس شعبه اجراي احکام دادسراي امور جنايي تهران در اين باره اعلام کرد؛ «سعيد» 32ساله در سال 84 به جرم کشتن «نوررحمان» 18ساله در تهران دستگير شد و انگيزه جنايت را مسائل اخلاقي عنوان کرد.
قاضي «عصمت الله جابري» ادامه داد؛ در تحقيق پليس مشخص شد انگيزه آدمکشي، سرقت بوده است. «سعيد» در بازجويي ها از يک جنايت ديگر در اصفهان پرده برداشت. اين مجرم که پسري 25ساله به نام «ملک الدين» را هم قرباني سرقت کرده بود در شعبه 71 دادگاه کيفري تهران به مرگ محکوم شد و راي به تاييد شعبه 11 ديوان عالي کشور رسيد. در اين ميان «صفر انگوتي» تنها محکومي بود که از اولياي دم مقتول فرصت گرفت. او وقتي 17 سال داشت به دنبال دعواي خياباني در «هشتگرد» ساوجبلاغ بازداشت شد و در جلسه محاکمه اش در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران گفت برخورد چاقو به «مهدي» ناخواسته و کاملاً اتفاقي بود؛ «درگيري بر سر يک دختر شکل گرفت. من عاشق آن دختر بودم. با مهدي درگير شدم. او پس از برخورد چاقو به بدنش با يک وانت تصادف کرد و کشته شد.» با وجود اين ادعا حکم مرگ صفر صادر و در شعبه 11 ديوان عالي کشور تاييد شد.
علاوه بر اين افراد قرار بود دو محکوم به مرگ به اسامي محمدرضا و امير امراللهي نيز در شيراز به دار آويخته شوند اما حکم آنها که در نوجواني مرتکب قتل شده بودند به اجرا درنيامد. | |
| |
|
| |
| | |