|    سه شنبه ۹۰/۱۱/۱۸    

 
 

دسته اخبار

اخبار

جستجو

لینک باکس

پر بيينده ترين اخبار

[ سرويس تاریخ ] [ کل اخبار ] [ چاپگر ] [ نسخه چاپي ]

قيام کور کلنل

سرويس : تاریخ
88/07/14-16:57
2009-10-06 16:57:54
آخرين مشاهده : 90/11/18-00:52
: کد خبر

تعداد مشاهده : 127


 










بيژن موميوند

نخست وزيري قوام السلطنه در 14 خرداد 1300 را بسياري از روشنفکران، رجال سياسي و بازرگانان به فال نيک گرفتند و افول کابينه سياه سيدضياءالدين طباطبايي را جشن گرفتند، اما با وجود استقبال بي سابقه از دولت قوام، او با مخالفت سرسخت افرادي چون کلنل محمدتقي خان پسيان مواجه بود. زماني که در دولت مشيرالدوله قوام والي و کلنل فرمانده ژاندارمري خراسان بودند. اين اختلافات سبب شد پسيان در تابستان 1300 با تصرف ادارات دولتي، نظامي و انتظامي استان خراسان ، قيام خود عليه دولت قوام السلطنه را آغاز کند. مقاومت کلنل پسيان عليه قوام سرانجامي جز مرگ براي او به همراه نداشت.

مسعود بهنود در کتاب «از سيدضياء تا بختيار» ماجراي درگيري ها و چالش هاي پسيان و قوام را اين گونه روايت مي کند؛ «محمدتقي خان پسيان افسر ژاندارم تحصيل کرده در آلمان با احساسات تند وطن پرستانه، و بيزار از دولت هاي فاسد، آن چنان شيفته دولت کودتايي سيدضياء شده بود که قول و قرار خود را با والي خراسان (قوام السلطنه) از ياد برد و او را به اشاره سيد دستگير کرد و به تهران فرستاد. پس از سقوط کابينه کودتا و روي کار آمدن قوام، او مي پنداشت که از انتقام گيري قوام در امان نخواهد ماند، غافل از اينکه هم حسن شهرت خاندان پسيان در تهران و هم فشار آزاديخواهان بيش از آن بود که به قوام اجازه تندروي درباره پسيان را بدهد. علاوه بر اينها قوام السلطنه درصدد آن بود تا از نيروي ژاندارم، با پشتيباني شاه سدي در برابر زياده خواهي ها و قدرت نمايي هاي سردار سپه فراهم آورد. پس امکان مصالحه وجود داشت. در لحظاتي که با پادرمياني مشيرالدوله مساله رو به حل مي رفت، معتصم السلطنه فرخ که عنوان کارگزار حکومت خراسان را داشت در پوست کلنل افتاد. او در اين راه از همراهي امير شوکت الملک علم حاکم قائنات و سيستان و از سرسپردگان قديمي و صاحب مدال انگليس برخوردار بود. اغواي اينان و ديگر عوامل سفارت که احساسات تند وطن پرستانه پسيان را محملي مناسب براي ضديت با کابينه پس از کودتا (و ضدکودتا) ديده بودند، سرانجام کار را به جايي رساند که شاه و مشيرالدوله نيز موافق سرکوبي اين قيام شدند.»

محمدتقي خان پسيان معروف به «کلنل پسيان» سال 1270 ش، در تبريز زاده شد. رستم بيگ جد خاندان پسيان بعد از عهدنامه ترکمنچاي و جدايي شهرهاي قفقاز از ايران زندگي زير سلطه بيگانگان روس را برنتابيد و به تبريز مهاجرت کرد. محمدتقي در منزل و مدرسه لقمانيه تبريز به تحصيل علوم و زبان هاي خارجي پرداخت و در 15سالگي به مدرسه نظام تهران راه يافت. پنج سال در اين مدرسه آموزش ديد و در سال آخر تحصيل از سوي وزارت جنگ با درجه ستوان دومي به خدمت ژاندارمري درآمد. پس از دو سال خدمت به درجه سرواني ارتقا يافت. در 1291 با سمت معلم و مترجم در مدرسه ژاندارمري يوسف آباد به کار خود ادامه داد. سپس به عنوان فرمانده گروهان به ماموريت همدان اعزام شد. همزمان با انتصاب او به فرماندهي گردان همدان جنگ جهاني اول آغاز شد. با تشکيل دولت مهاجرين در صف مقدم وطن خواهان حکومت مهاجرين قرار گرفت و سال 1294 در حمله معروف «مصلي» به روس ها حمله کرد و ضمن شکست دادن و خلع سلاح آنها همدان را از منطقه نفوذ نيروهاي روسيه خارج ساخت. بعد از برقراري امنيت در همدان به تهران بازگشت و با اتمام دوره به درجه کلنلي (سرهنگي) ارتقا يافت و به پاس موفقيت در ماموريت همدان از وزارت جنگ مدال طلاي نظامي گرفت و در دولت مشيرالدوله به فرماندهي ژاندارمري خراسان منصوب شد. ماموريت او با والي گري قوام السلطنه در خراسان مصادف بود. کلنل با هدف ساماندهي ژاندارمري خراسان ماموريت خود را آغاز کرد، اما پس از چهار ماه فعاليت براي اصلاح امور مالي و اداري ژاندارمري به سبب کمبود منابع مالي و کارشکني قوام با ناکامي روبه رو شد. او همچنين به بهانه مقابله با هجوم احتمالي بلشويک ها به تشکيل نيرويي ملي در کنار نيروي ژاندارمري اقدام کرد. کلنل روز 13 فروردين 1300 قوام را بازداشت و تحت الحفظ به تهران اعزام کرد. روز بعد سيدضياء کلنل را به سمت والي نظامي خراسان منصوب کرد. پانزدهم فروردين در مشهد حکومت نظامي اعلام شد و به دنبال آن در مدتي اندک ياغيان و اشرار عشاير خراسان سرکوب و امنيت برقرار شد. محمدتقي خان بدهي مالياتي قوام السلطنه را با ضبط اقلام هنگفتي از اموال و املاک او وصول کرد. بهاي نان و گوشت را کاهش داد و مواجب عقب افتاده افراد نظامي را پرداخت کرد، همچنين رسيدگي به سوءاستفاده هاي متوليان آستان قدس و قوام السلطنه را آغاز کرد. به دنبال سقوط حکومت صدروزه سيدضياء، قوام السلطنه از زندان خارج شد و در کاخ فرح آباد فرمان رئيس الوزرايي خود را از احمدشاه قاجار دريافت کرد. با روي کار آمدن قوام، تلگرافي به مشهد مخابره و کلنل از کفالت ايالت خراسان برکنار شد و شخصي به نام نجدالسلطنه به کفالت استانداري برگزيده شد. نجدالسلطنه در اداره ايالتي حضور يافت و به انجام وظايف خود مشغول شد. کلنل پسيان چون از حکومت قوام السلطنه بيمناک شده بود به فکر طغيان افتاد و مصمم شد خود زمام امور خراسان را در دست گيرد. هنوز چندي از کفالت نجدالسلطنه نگذشته بود که پسيان شخص نامبرده را توقيف کرد و خود اداره حکومتي را در دست گرفت. پس از آن، دولت نجفقلي خان صمصام السلطنه بختياري را به حکومت خراسان منصوب کرد. صمصام السلطنه نيز براي دلجويي يا فريب کلنل پسيان، وي را طي حکمي در نهم مرداد 1300، به کفالت ايالت خراسان منصوب کرد. برخورد شديد کلنل با قوام السلطنه از اواخر مرداد رنگ ديگري به خود گرفت. دولت با تطميع کلنل پسيان به او پيشنهاد داد با دريافت حقوق دو ساله خود به همراه مهدي خان معتصم السلطنه فرخ (کارگزار خراسان) و ماژور اسماعيل خان بهادر (مامور اجراي فرمان دستگيري قوام) به اروپا مسافرت کند و امور ايالت را به توليت آستان قدس واگذار کند. اما کلنل با اين پيشنهاد مخالفت کرد و آن را نپذيرفت. قوام السلطنه طي ارسال تلگرافي که به حاکمان و خوانين منطقه فرستاد، کلنل را ياغي و متمرد معرفي کرد و آنان را عليه او بر انگيخت. محمدابراهيم خان شوکت الملک علم والي قائنات که از طرف قوام السلطنه دستور سرکوبي کلنل را داشت، نماينده خود محمدولي خان اسدي را به مشهد فرستاد تا قرار ملاقاتي را با کلنل ترتيب دهد. محمدتقي خان پسيان تصميم گرفت هنگامي که براي سرکشي به اردوي ژاندارم به گناباد مي رود، در آن شهر ملاقاتي با شوکت الملک داشته باشد. اما با شنيدن خبر شورش کردهاي قوچان، بدون ملاقات با شوکت الملک گناباد را ترک کرد و به مشهد رفت. کلنل براي سرکوبي شورش، از مشهد راهي قوچان شد و در جعفرآباد در دوفرسنگي قوچان جنگ سختي بين قواي کلنل و کردهاي قوچان درگرفت. اين جنگ که در روز دوشنبه نهم مهر اتفاق افتاد به شکست نيروهاي کلنل منتهي شد و کلنل در حالي که يکه و تنها مانده بود، کشته شد و پس از مرگ، قواي کرد قوچان سرش را از بدن جدا کردند. روز پانزدهم مهر 1300 خورشيدي جنازه و سر کلنل محمدتقي خان پسيان با تجليل و احترامات نظامي به مشهد وارد و با حضور عده يي از صاحب منصبان و افراد ژاندارم و جمعي از اهالي شهر و هواداران کلنل تشييع شد و در همان روز در محل آرامگاه نادرشاه واقع در باغ نادري مشهد به خاک سپرده شد. کلنل پسيان هنگام مرگ بيش از 30 سال از عمرش نگذشته بود. به زبان و ادبيات فارسي و موسيقي ايران نيز دلبستگي داشت و گاهي شعر مي سرود. از وي چند ترجمه و مقاله به يادگار باقي مانده است.

قيام پسيان و تعلقات وطن پرستانه او همچنين تاثير زيادي روي شاعران و موسيقيدانان آن دوره گذاشت و اشعار و ترانه هاي بسياري براي او سرودند و خواندند. عارف قزويني ترانه سراي آزادي که با عقايد ميهن پرستانه کلنل پسيان آشنا بود، به او پيوست و به عنوان يکي از مشاوران نزديک رهبر قيام، در راه تحقق آرمان هاي وي صميمانه تلاش کرد. اميدهاي عارف درباره نجات و پيشرفت کشور، همه در وجود کلنل پسيان متبلور شده بود که با شهادت کلنل نقش بر آب مي شود. در تشييع جنازه کلنل محمدتقي خان پسيان، عارف شعري براي سنگ قبر او سرود و روي آن سنگ قبر حک شد.

اين سر که نشان سرپرستي ست

امروز رها ز قيد هستي ست

با ديده عبرتش ببينيد

کاين عاقبت وطن پرستي ست

او همچنين در سوگ کلنل، کنسرت پرشوري در تهران اجرا مي کند و در آن تصنيف «گريه کن» را مي خواند که اينچنين شروع مي شد؛

گريه کن که گر سيل خون گري ثمر ندارد

ناله يي که نايد ز ناي دل اثر ندارد

اين تصنيف بعدها توسط قمر خوانده و در سال هاي بعد در ارکستر گلها به رهبري روح الله خالقي توسط بنان دوباره خواني شد. علاوه بر عارف، ايرج ميرزا نيز از کساني بود که به شدت تحت تاثير کلنل پسيان قرار داشت. محمدتقي بهار (ملک الشعرا) درباره نحوه کشته شدن پسيان نوشته است؛ «از طرف شوکت الملک والي قائنات و سردار معزز والي بجنورد و خوانين زعفرانلوي قوچان به حمايت دولت علامات مخالفت با کلنل بروز کرد و شجاع الملک رئيس ايل هزاره و قسمتي از ايل تيموري به رياست شوکت السلطنه و سيد حيدر و طوايف بربري و سالارخان بلوچ علائم آشکار کردند و دولت، کلنل را در صفحه خراسان طاغي و سرکش معرفي کرد.»

   

rttryty