| دسته اخبار | |  |
اخبار | |  |
جستجو | |  |
لینک باکس | |  |
پر بيينده ترين اخبار |
| |
|

فرحناز عليزاده
. جان بنويل نويسنده يي ايرلندي است که در سال 1946 در شهر «وکس فرد» ايرلند متولد شده. او همچنين در سال 1981 جايزه گاردين را براي نگارش رمان «کپلر» دريافت کرده است.2 پدر بنويل دفتردار و مادرش خانه دار بود. بنويل تحصيلات دانشگاهي ندارد. او از 18سالگي محل زندگي اش را ترک کرد و چند سال بعد شغلي به عنوان کارمند شرکت هواپيمايي به دست آورد. او در حال حاضر در دوبلين زندگي مي کند. بنويل دو پسر از همسر دومش و دو دختر از ازدواج قبلي اش دارد. «دريا» رمان واقع گراي مدرن از نوع داستان- خاطره با ديدگاه من راوي گذشته نگر با نگاه نوستالژيک به گذشته - به دليل توجه به دغدغه هاي ذهني شخصيت اصلي و کنکاش در گذشته او براي کسب هويت - رمان روانشناسي ذهني است که از دو فصل تشکيل شده است. در فصل اول نويسنده از راوي پيري به نام «مکس موردون» مي گويد که در اثر مرگ همسر و روند کند نوشته هايش (زندگينامه بونار- مشتي يادداشت نيم پز و مقدماتي) به خانه روستايي به جايي که به آن دلبستگي خاصي دارد، بازمي گردد تا به گفته خودش از حال فرار کند تا با يادآوري گذشته ها و جزييات ظريف به ظاهر بي ارزش که بار خاطره مي شوند «چيزهايي را که سال هاي سال وجودشان فراموش شده بود، ناگهان پيدا کند.» او با مرور خاطرات ازهم گسيخته اش به شناخت خود و جهان پيرامونش مي رسد، به يک نوع معالجه (هومئوپاتيک) که در اثر تفسير همين خرده روايت ها برايش حاصل مي شود؛ به هويتي که تنها با يادآوري امکان پذير مي شود چراکه او معتقد است « گذشته و آينده محتمل و نا محتمل از يک نقطه آغاز مي شود.»(ص80) همان طور که گادامر نيز در مورد زمان مي گويد؛ «زمان حال تنها در پرتو گذشته قابل درک است و با گذشته تداومي زنده را تشکيل مي دهد و گذشته همواره از ديدگاه هاي جانبدارانه ما در حال شکل مي گيرد.» (ايگلتون، 1386؛ص99) اما بيان اين روايت هاي ذهني تودرتو بدون انسجام زماني تا نيمه هاي فصل اول با جملات طولاني که خواننده هنوز گيج يافتن قصه اصلي است و باعث ضرباهنگ کند اثر مي شود، در فصل دوم به خوانشي راحت تر با تعليق بيشتر و جملات کوتاه تر همراه مي شود. در فصل دوم و به خصوص انتهاي رمان، نويسنده با گشودن راز زندگي شخصيت هاي داستاني چون «رز» معلم سرخانه خانواده گريس و عشقش نسبت به پدر خانواده رابطه بين مکس، کلوئه و همچنين بازگشت نامزد «کلر» و آغاز زندگي مشترک آن دو به ضرباهنگي تند تر، خوانشي راحت تر با لذت بخشي نسبي در متن مي رسد. همان طور که گفته شد راوي بهانه روايتش را مرور خاطرات و بازيافتن هويت خود مي داند؛ او با کمک ذهنيت و حافظه خوبي که دارد (ص130) بيشتر از زمان گذشته روايت مي کند تا حال؛ او از تقابل بين خانواده فقيرش با آن اتاق هاي دنگال شان با خانواده ثروتمند گريس مي گويد، از خشونت پدراني با شوخي هاي خشن و حس طنز تلخ بي رحمانه يي که در وجودشان موج مي زند که يا خانواده را ترک مي کنند (مانند پدر خودش) يا با وجود حضور فيزيکي در خانواده، نقشي در رابطه عاطفي و زناشويي ندارند و تنها به فکر خود هستند؛ از «آقاي گريس ،پير بز خندان» (ص102) مردکي که راوي نوجوان دلش مي خواهد از اتاق با لگد بيرون بيندازدش و به او بگويد هري حيف نان. راوي همچنين از عشق اوليه خود نسبت به خانم گريس مي گويد از رابطه نوجواني که از غم عشق بي خود مي شود. نوجواني که مي تواند دل به عشق دختر خانواده نيز بدهد؛ عشقي که بي سرانجام است و با مرگ دختر خاتمه مي يابد. بيان اين روايت هاي به ظاهر گسسته خواننده را به زندگي فردي در دنياي مدرن آشنا مي کند؛ دنيايي که در آن روابط انساني کمرنگ مي شود و انسان با نگاهي نوستالژيک به گذشته نگاه مي کند، زيرا در رمان مدرن، گذشته در حال متجلي شده و اثرگذار است. رمان مدرن حديث تنهايي آدم هايي است که با خاطره هايشان زندگي مي کنند. در اين نوع رمان نويسنده ديگر به نقل حوادث متعدد و هيجاني نمي پردازد، بلکه به بيان ذهنيت فرد توجه دارد؛ در رمان مدرن دست يافتن به حقيقت امري کاملاً فردي مي شود و فرد به واسطه خاطراتي که از افکار و اعمال گذشته اش دارد به هويت خود دسترسي مي يابد. درست مانند نوجوان رمان «دريا » نوجواني که از فقر خود به سوي ثروت گام برمي دارد و براي رسيدن به اين هويت گاه شايد مجبور شود به فردي از قشر و طبقه خود آزار برساند؛ پسري که مجبور است دست به خشونت و آزار ملخ ها بزند تا بتواند مورد قبول کلوئه دختر ثروتمند قرار گيرد. (ص95) نوجواني که براي يافتن شخصيت خود مدام از ديگران الگوبرداري مي کند.«من هيچ وقت شخصيت نداشتم، دست کم به آن شکلي که ديگران داشتند، يا خيال مي کنند که دارند، من نداشتم. من هميشه هيچ کس بودم که بهترين آرزويش اين بود که شخصيتي باشد.» (ص176) و اينها حکايت حال انسان تک افتاده مدرني است که در سرگشتگي و بي هويتي خود در ملال و روزمرگي زندگي دست و پا مي زند. همان طور که سرهنگ در تنهايي و بي کسي خود سر در گريبان فرو مي برد. نويسنده براي ساختن وجه مدرن داستان، روايتش را از ميانه شروع مي کند و حالت دوارمانندي به آن مي دهد تا بيانگر چرخش اين زندگي تکراري باشد. «جنازه يي از خاطره ديگران درون خودمان حمل مي کنيم، تا زماني که جان از تن مان در برود، بعد نوبت ماست که مدتي در ذهن ديگران بمانيم و بعد نوبت آنها برسد که بيفتند و بميرند و نسل ها همين چرخه ادامه يابد.»(ص97) از موتيف ها و بن مايه هاي مشترک متني مي توان به مرگ، فرار از زمان، عشق، دريا و ملال در زندگي اشاره کرد. بن مايه هايي که گاه به حالت نمادين به کار گرفته مي شوند؛ دريا؛ مادر حيات و زندگي، راز نا متناهي بودن معنوي، مرگ و تولد دوباره، ابديت و امتداد زمان، ناخودآگاه.3 در بيشتر صحنه هاي رمان دريا نقش موثر و تکرارشونده يي دارد. دريا جايي است که باعث مي شود شخصيتي که خود را کوچک و فقير مي داند به بزرگي و برجستگي برسد. چراکه جايگاهي براي نشان دادن قابليت و مهارت هاي اوست. «نيازي به اين همه خودنمايي نيست.» (ص111) دريا مکاني است که راوي را به خود فرا مي خواند و او بهترين مرگ را غنودن در بستر دريا مي داند. او به گونه يي خاص به دريا توجه دارد و اين توجه شايد به اين دليل است که دريا محل دفن عشق او «کلوئه» است. دريايي که حتي بعد از ازدواج با آنا باز آرامش را تنها در کنار آن مي توان يافت. «با آنا توي خانه قديمي مان که بين دريا و کوه قرار داشت مي نشستيم و...» (ص77) دريايي که بارها راوي را به خود فرامي خواند و او بيشتر اوقاتش را در کنار آن مي گذراند. (پايان فصل يک و دو) فرار از زمان؛ «رجعت به گذشته» مکان کمال، يعني رستگاري بي پاياني که بشر از هبوط اندوه بار خود داشته.4 (همان، ص179)
پي نوشت ها؛---------------------------
1- اوليايي نيا، هلن، داستان کوتاه در آيينه نقد، نشر فردا، ص97 (مارسل پروست معتقد است؛ «انسان تبلور خاطرات خويش است و زمان حال وي شمه يي از گذشته او است. اگر بتوانيم به دنياي خودآگاه انساني رسوخ کنيم، قادر خواهيم بود کل حقيقت وجودي وي و تاريخچه زندگي او را کشف کنيم بدون آنکه ناچار باشيم منتظر مجموعه حوادث مختلف و متفاوت در طول خطي زمان باشيم.»)
2- ويتينگ، کيت، گفت وگو با جان بنويل، ترجمه نرگس عطايي، سايت قدس (زندگينامه جان بنويل)
3- لاج، ديويد، نظريه هاي رمان، حسين پاينده، تهران؛ انتشارات نيلوفر (ويژگي هاي رمان مدرن)
4- گورين، ويلفرد، راهنماي رويکرد هاي نقد ادبي، مبحث رويکرد هاي اسطوره يي، زهرا ميهن خواه، تهران؛ انتشارات اطلاعات 1383 | |
| |
|
| |
| | |
|